قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
320
درة التاج ( فارسى )
حيثيت است ، و هر دو كلي كى باشند اگر صادق شوذ دائما هر يكى ازيشان بر آنج يعني « 1 » بر تمامت آنج آن ديگر برو صادق باشد ايشان متساويان باشند ، و اگر يكى صادق باشذ دائما بر تمامت آنج آن ديگر برو صادق باشذ بىعكس ، صادق را عام مطلق گويند ، و آن ديگر را خاص مطلق ، و اگر جنين نباشذ ، اگر يكى ازيشان صادق باشذ بر بعضى از آنج آن ديگر برو صادق باشذ ، هر يكى ازيشان به نسبت « 2 » با آن ديگر عام باشذ بوجهى ، و خاص باشد ] بوجهى ، و لازم آيذ كى هر يك ازيشان مباين آن ديگر باشذ بوجهي ، و اگر هيج يك ازيشان صادق نشوذ بر هيج جيز از آنك آن ديگر بر آن صادق باشذ هر يكى ازيشان مباين آن ديگر باشذ تبايني كلى ، و گاه باشذ كى بعام مطلق به نسبت با جيزى آن خواهند : كى لازم او باشذ بىعكس ، و بمتساويان هر دو مفهومى « 3 » كى از صدق هر يكى ازيشان صدق آن ديگر لازم آيذ و ايشان به اين تفسير اعماند ازيشان به آن دو معنى اول ، و معنى كلى باعتبار تجرد او از مشخصات مطلق باشذ ، و باعتبار تناول او مر جزويات را عام ، و اين نزديك است بآنج از بيش رفت ، و نقيض اعم مطلق اخص بوذ از نقيض اخص مطلق مطلقا ، جه هرج نقيض عام مطلق برو صادق شوذ نقيض خاص مطلق برو صادق شوذ بىعكس ، اما اول به جهت آنك اگر صادق نشوذ بس عين خاص صادق شذه باشذ بر بعضى از آنج نقيض عام برو صادق باشذ ، و آنج متأخران بر اينجا اشكال گفتهاند كى كل انسان حيوان مستلزم آن نيست كى كل ما ليس به حيوان ليس به انسان جه اين صادق است كى كل انسان ممكن بامكان العام ، و صادق نيست كى كل ما ليس بممكن بالامكان العام ليس به انسان ، جه صدق موجبه مستدعى وجود موضوع باشذ ، و ما ليس بممكن عام او را مفهومى نيست اصلا ، فضلا عن ان يكون له مفهوم موجود ، جه ممكن عام شامل مفهومات
--> ( 1 ) - بعضى - م . ( 2 ) - نيست - اصل . ( 3 ) - هر دو مفهوم - م .